تبلیغات
هیتمن - داستان بازی (قسمت هشتم): رومانی سال 2004 آزمایشگاه دکتر اورت مایر

داستان بازی (قسمت هشتم): رومانی سال 2004 آزمایشگاه دکتر اورت مایر

جمعه 23 مرداد 1388 06:15 ق.ظ

نویسنده : رضا محمدزاده
ارسال شده در: داستان بازی ،

دكتر اورت مایر بعد از فرار شماره 47 دیگر هیچ یك از كلون ها را به بیرون از آزمایشگاه نفرستاد چون می دانست این كار خطرناكی است و ممكن است آنها مانند شماره 47 شوند.

ساعت 8:00 نیمه شب و آزمایشگاه در حال تعطیلی است. صدای شلیكی بلند از ازمایشگاه دكتر اورت مایر شنیده می شود و فردی كه داشت از جلوی آزمایشگاه می گذشت صدای گلوله را شنیده و بعد همون طور كه داشت از آنجا دور می شد با تلفن به پلیس منطقه خبر می دهد.صداهای تیر بیشتر می شدند.

ساعت8:15 دقیقه پلیس آزمایشگاه را محاصره كرده است. در داخل آزمایشگاه وارد می شویم و به طبق دوم می رویم از آنجا تا به آخرین آزمایشگاه كه آزمایشگاهی سفید است جنازه هایی دقیقا شبیه به شماره47 مرده بر روی زمین افتاده اند و اكنون در اتاق سفید....

"من همیشه می دونستم تو متفاوتی.... من تو رو خیلی دوست داشتم... نه پسرم.... تو دل منو شكستی...."

این صدای دكتر اورت مایره كه داره به شماره47 التماس می كنه ولی شماره 47 واقعا باید این كار را بكند شاید او یك قاتل باشد ولی او انتخابی جز این ندارد. او هیچ موقع پیش پدر و مادری نبوده كه به او یاد بدن و او از بدر تولد فقط و فقط  به خاطر دی ان ای های پدرهایش او را تبدیل به یك قاتل بلافطره كرده است او دیگر جایی برای التماس نمی بیند و گردن فردی كه او را زاده است را می شكند....

ساعت 8:50 دقیقه او به آپارتمان كرایه ای كه  در رومانی كرده است وارد می شود او در فرار از دست پلیس زحمی شده است. او در خانه وارد می شود و به یاد گذشته قم باد كرده خود می افتد. گذشته كه فقط و فقط با كشتن افراد پر شده است .

ساعت 8:55  دكتر مخصوص مامورین مخفی گروه قاتلین بین المللی به كمك او می آید و او را مداوا می كند.

ساعت9:35 دقیقه او به هوش می آید ولی باز خانه او محاصره شده است با قطع برق و بی هوش كردن یكی از مامورین مخفی لباس او را می پوشد . مامور پلیسی كه دنبال او هست را می كشد و با هواپیما به آمریكا برمیگردد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -