تبلیغات
هیتمن - داستان بازی (قسمت چهارم): کلون شماره 47

داستان بازی (قسمت چهارم): کلون شماره 47

جمعه 23 مرداد 1388 05:55 ق.ظ

نویسنده : رضا محمدزاده
ارسال شده در: داستان بازی ،

در پنجم سپتامبر سال 1964 او به دنیا آمد. اسم او از بارکدی که در پشت سر او هک شده (640509-040147) و از دو شماره آخر آن یعنی 47 گرفته شده است.پس برای هر آغازی دكتر اورت مایر باید كلون های خودشو آزمایش و تست كنه و از 47 نیز باید تست گرفته شود.پس از اینكه 47 چشم به دنیا گشود بسیار ساكت بود و فقط به رفتارها و صحبت های اطراف خودش نگاه می كرد.بر خلاف تمام كلون ها كه احساس یكسانی داشتند شماره 47 فرق بسیاری با بقیه داشت به هیچ عنوان حرف های دكتر اورت مایر را گوش نمی كرد و همیشه میخواست به او حمله كند پس دكتر نیز دو مامور برای او گذاشت تا راه فراری نداشته باشد.امروز نوبت تست شماره 47 است:

 اواكنون در درون زندانی دست بسته نشسته است صدای در درون زندان پیچیدو بانداج های دست شماره 47 باز شده بود. او نمی دانست در كجا هست و اصلا چه كسی است صدایی بهگوش رسید:

"سلام عزیزم من پدر تو هستم و تو نیز شماره 47 هستی "

"تو یك مامور خواهی شد،و باید از حرف های من پیروی كنی"

"پس در ،در بعدی لباسی كه روی زمین است را بپوش"

به طور غیر ارادی او صحبت های انگلیسی فرد را می فهمید. او به آرومی از در خارج شد و لباس رو پوشید .

"لباس شیكی هست عزیزم !!!تو حتما موفق خواهی بود 47."

و در رو به رویی به شدت باز شد .

"خوب حالا از فكرت استفاده كن و از این اتاقها بیرون برو و از آنسور بالا"

او بسیار باهوش بود طوری كه تمام خواسته هایی را كه از بلند گو گفته می شد به سرعت انجام می داد بودن اینكه حتی صحبتی بكند.

"خوب عزیزم به در بعدی كه می رسی یه نفر هست اونو بكش و لباسشو بپوش"

این سخترین نكته ای بود كه باید اون یاد می گرفت كشتن، بدون اینكه حتی یك ذره احساس گناه و یا ترس و یا خطر بخودش بده و البته خیلی حرفه ای .

{قلب دكتر اورت مایر می تپد:نكند كه كلونی او نتواند از پس این خواسه بر بیاید }

شماره 47 راحت و بدون دق دقه و بدون صدا فرد را می كشد لباسش را می پوشد .

"آفرین بهت افتخار می كنم تو خیلی با هوش و حرف گوش كنی"

 سی سال بعد:

بعد از سی سال كه كلون ها تحت آزمایشات بسیاری قرار گرفتند . دكتر اورت مایر خوشحال از انجام ماوریت بود . و الان برای فروش كلون ها به دیگر كشورها و فرستادن 10 كلون به چین اماده بود  ولی در همین روزها یكی از كلون ها با كشتن تمامی مامورین امنیتی فرار كرده بود. او چه كلونی می تواند باشد البته كلونی كه بیشترین ماموارن مواظب او بودند . كلونی متفاوت و باهوش تر از بقیه شماره 47 فرار كرده بود. او با كشتن و پوشیدن لباس ماموران امنیتی بدون متوجه شدن كسی دیگر فرار كرده بود و دكتر اورت مایر در این فكر بود كه آیا شماره 47 در دنیای خارج از آزمایشگاه چه اتفاقی برایش می افتد؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -