تبلیغات
هیتمن - داستان بازی (قسمت دهم): اعتماد بیش از حد او

داستان بازی (قسمت دهم): اعتماد بیش از حد او

جمعه 23 مرداد 1388 06:26 ق.ظ

نویسنده : رضا محمدزاده
ارسال شده در: داستان بازی ،

او بعد از كشتن تمام آشنایان خود را در مقابل ماموریتی عجیب قرار داد او یك ماموریت دیگر توسط فردی دیگر به دست گرفت كشتن رئیس جمهور آمریكا و همچنین كشتن قاتل حرفه ای یعنی آلبینیو ، او در كاخ بود او هم ماموریتی مانند شماره 47 داشت .... رو به رو شدن شماره47 ...و او بسیار زیبا بود ولی این رو به رو شدن اتفاق افتاد و شماره47 آلبینیو رو هم از پیش رو بر داشت

 او اكنون در خانه است و خود را برای نفوذ به ویلای الکساندر آماده می كند او می داند شاید جان خودش را هم از دست بدهد ولی ماموریت غیر ممكنی برای او وجود ندارد.در همین حین دایانا برای اولین بار با 47 رو به رو می شود... دایانا ماموری است كه در تمام این سالها كه شماره 47 مامور در گروه قاتلین بین المللی بود او را كمك كرده است و به او در مورد افراد فاسدی كه باید می كشت اطلاعات می داد...ولی این برای اولین بار بود كه او وارد شده بود...او برای چه موضوعی پیش شماره47 آمده بود...شماره47 وقتی كه فهمید دایانا آمده است روی صندلی نشست و باز به نقشه ویلا نگاه كرد چطور می تواند وارد شود."این كار غیر ممكنه تو نمی تونی این كار رو انجام بدی خیلی خطرناكه" ولی صحبت های دایانا روی شماره 47 اثری نداشت.در همین لحظه دایانا آروم به پشت شماره 47 رفت و با آمپولی او را از پا در آورد .چند دقیقه بعد ماموران الكساندر وارد شدند و جنازه را بردند. آیا دایانا با الكساندر همكاری كرده است؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -